X
تبلیغات
زولا

مقالات مریم غفاری جاهد

مقالات مریم غفاری جاهد (دکتر زبان ادبیات فارسی و منتقد برگزیده پنجمین جشنواره نقد کتاب)

 



مریم غفاری جاهد[1]

احمد خواجه ایم[2]



[1] دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

[2] استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

چکیده

قصّه­های فولکلوریک، برگرفته از زندگی واقعی مردم عامی است که همواره در پی راهی برای زندگی بهتر بوده، سختی­های زندگی را با تخیلات خود آسان می­نمایند. در این قصّه‌ها‌ آرزوها و آرمان‌شهرهای مردم فقیر بیان می­گردد. درونمایه‌ی اغلب این قصّه‌ها‌، سفر از فقر به سوی ثروت است. در این پژوهش، افسانه­های عامیانه‌ی ایرانی بر اساس نظریه‌ی آدلر مورد بررسی قرارگرفته است. اساس نظریه‌ی آدلر بر کمالگرایی و جبران نقایص برای رسیدن به کمال است. طبق نظریه‌ی آدلر، افراد برای جبران نقایص خود راهکارهایی را در نظر گرفته، از طریق آن، به مقام برتری می­رسند. گاهی این برتری تنها در تخیّلات آنها ایجاد می­شود و صورت واقعیت ندارد.  در قصّه­های عامیانه نیز شخصیت‌ها که اغلب برخاسته از طبقه‌ی پایین جامعه اند به وسیله‌ی تخیل درباره‌ی برترین موقعیت‌ها که داشتن ثروت فراوان،زندگی در قصر، دامادی شاه و ازدواج با پادشاه است، سعی در جبران نداشته‌های خود دارند. نتیجه‌ی این پژوهش این است که شخصیت‌های قصّه­ها، با ترسیم جامعه‌ی آرمانی خود، حتی از طریق حیله و نیرنگ و جادو به هدف می رسند و این نشاندهنده‌ی سبک زندگی و طرز فکر مردمانی است که این قصّه‌ها را پرورده‌اند بر این اساس، غایت خوشبختی از دید عوام، مال و ثروت فراوان و ارتباط با شاه و دربار است.

کلید واژه‌ها: قصّه­های فولکلوریک، نظریه‌ی آدلر، شخصیت، سبک زندگی، برتری جویی


 

  

 

1.طرح مسأله

قصّه از انواع ادبی است که نمی توان برای آن زمان آغازی در نظر گرفت. این نوع ادبی، به طور خود جوش برای بیان خواسته‌های بشری، آرزوها، ترسیم جامعه آرمانی و...پدید آمده و نسل در نسل از پدران به فرزندان منتقل شده است. قصّه گاه با اسطوره و افسانه درآمیخته و گاه از دل واقعیت‌های جامعه بیرون آمده است. یکی از انواع قصّه¬های فارسی که تنها در دوران اخیر به صورت مکتوب درآمده، قصّه¬های فولکلوریک یا مردمی است، که از دوران‌های گذشته سینه به سینه نقل شده و بیانگر اوضاع اجتماعی طبقاتی و آرزوهای مردمی است که آنرا نقل کرده اند. قصّهها نمایانگر فرهنگ جامعه و نوع نگرش آنها به دنیا و روند زندگی و اهداف آن است، به همین دلیل می توان محتوای آنها بر اساس نظریه‌های اجتماعیو روانکاوی بررسی نمود. آدلر یکی از سه روانکاوی است که نظریه‌هایش در کنار نظریه‌ی یونگ و فروید مورد توجه قرار گرفته است. اساس نظر آدلر بر خلاف نظر فروید و یونگ، بر آینده نگری اشخاص و روند رو به تکامل است. در این پژوهش سبک زندگی و رفتار شخصیت قصّههای فولکلوریک فارسی بر اساس نظریه‌ی آدلر، بررسی می‌شود.

1-1.پرسش‌های پژوهش

 1.بر اساس نظریه‌ی آدلر، سبک زندگی شخصیت‌های قصّه‌ها‌ی عامیانه فارسی چیست؟

2.روند تکامل شخصیت‌ها به چه نحو است و از چه شیو­ه­هایی برای رسیدن به هدف استفاده می‌کنند؟

1-2.پیشینه‌ی پژوهش

با جست‌وجوهای انجام شده، پژوهشی که به طرح شخصیت قصّه‌ها‌ی فارسی با توجه به نظریه‌ی آدلر پرداخته شده باشد دیده نشد، برخی پژوهش‌ها که در حوزه‌ی ادبیات  عامیانه  یا نظریه‌ی آدلر انجام گرفته به این شرح است:

علی دهقان و سهیلا قاسمی،(1391) در مقاله‌ی«نقد روان‌شناختی آثار فروغ فرخزاد بر اساس مبانی روان­کاوی فروید و آدلر»به بررسی مولّفه‌های مبیّن این نظریّات روانکاوی در شعر فروغ پرداخته­اند و به این نتیجه رسیده­اند که بر اساس نظریه‌ی آدلر، نیروی رشد دهنده و ترقی بخش فروغ، عقده‌ی حقارت بوده که بعدها تبدیل به عقده‌ی برتری شده که در این مسیر به ترسیم غایت­نگری خیالی و مدینه‌ی فاضله پرداخته است.

مصطفی صدیقی(1391) در مقاله‌ی«سنجش و تحلیل شخصیت زال و بهرام بر پایه‌ی نظریه‌ی سبک زندگی آدلر»شخصیت زال را در شاهنامه و بهمن را در هفت پیکر نظامی بر اساس نظریه‌ی سبک زندگی آدلر بررسی کرده و به این نتیجه رسیده­اند که احساس حقارت در زال اصالت ندارد؛ زیرا نقص بدنی وی نیروی انگیزاننده­ای برای او نبوده و از سوی جامعه مورد پذیرش قرارگرفته است.در مورد بهرام نیز همین رویّه ایجاد شده است.

حسین بیات(1389) در مقاله‌ی«محوریت قهرمانان زن در قصّه‌ها‌ی عامیانه(تحلیل افسانه­ها به مثابه‌ی رویاهای جمعی زنان)، با توجه به  شخصیت زنان در چهل قصّه عامیانه، به این نتیجه رسیده­است که بن مایه‌ی همه این قصّه‌ها‌ ازدواج است و شخصیت محوری‌آن نیز معشوقی زیباروست که در صدد ازدواج با شایسته­ترین قهرمان داستان است از این رو حوادث را به سمت خواسته‌ی خود پیش می­برد و اغلب این قصّه‌ها‌ رویاهای زنانه­ای است که به دلیل جامعه‌ی مردسالار، فرصت بروز نیافته است.

 

2.بحث و بررسی

2-1. مبانی نظریه‌ی آدلر

آلفردآدلر(1937- 1870 م )پزشکی اتریشی بود که مکتب روانشناسی فردی را پایه­گذاری کرد. او معتقد بود که رفتارهای انسان تحت تاثیر عوامل اجتماعی شکل می‌یرند. به عقیده‌ی آدلر، همه افراد در برخورد نخستین با جهان دچار ضعف می­شوند.

وی اولین تحلیلگر اجتماعی است که بر ماهیت اجتماعی انسانها تأکید دارد و معتقد است افراد تحت تاثیر نیروهای اجتماعی محیط خود قرار دارند.(ر.ک: لاندین، 1378: 282)

 به نظر آدلر، احساس حقارت منبع همه تلاش‌های انسان است. پیشرفت، رشد و ترقی فرد در نتیجه جبران(compensation)است یعنی ناشی از تلاش‌های ما برای غلبه کردن بر حقارت‌های واقعی یا تخیلی­مان در سراسر زندگی خود به وسیله نیاز به غلبه کردن بر این احساس حقارت و تلاش برای سطوح به طور روزافزون بالاتر رشد برانگیخته می شویم.(شولتزر، 1379: 139)امّا از دید آدلر احساس حقارت به جای این که علامت نابهنجاری باشد می تواند سرچشمه خلاقیت انسان گردد. (ر.ک:کری، 1385: 106)

به نظر آدلر، «جبران افراطی عقده موجب ایجاد عقده برتری(superiority complex)می‌شود. ممکن است از درون احساس برتری و رضایت از خود کند و نیازی به نشان دادن برتری همراه با پیشرفت و موفقیت نداشته باشد یا این که امکان دارد شخص چنین نیازی را احساس کند و بکوشد تا بسیار موفق شود. در هر مورد افرادی که عقده برتری دارند به خود می بالند، دچار نخوت، غرور و خود محوری می شوند و به تحقیر کردن دیگران گرایش دارند.»(شولتز،شولتس، 1379: 141)

آدلر بر خلاف فروید بر «انتخاب و مسئولیت، معنی در زندگی و تلاش برای موفقیت و کمال تأکید دارد.»(کری، 1385: 106)به عبارتی دیگر،«مهمترین نیروی برانگیزنده سبک زندگی خود خلّاق است...خود خلّاق نیرویی ذهنی است که توانایی منحصر به فرد تبدیل کردن حقایق عینی به رویدادهای با معنی را به انسان می­دهد...یک هدف شخصی برای زندگی به وجود می آورد که فرد را به سوی آینده­ای شخصی و عالی پیش می­راند.»( پروچاسکا 1383: 114)

به طور کلی اساس نظریه‌ی آدلر بر آینده­نگری و کمال­گرایی است و انسان در این دیدگاه حرکتی رو به جلو دارد. این حرکت می­تواند از طریق هوش و ذکاوت، کار فراوان، حیله و نیرنگ، سحر و جادو و حتی  جنایت انجام بگیرد. از سویی بررسی نوشته‌هایی مشخص بر اساس مکاتب روانکاری می­تواند این امکان را ایجاد کند که ما دلیل تصنیف اثر و ویژگی­های خاص آنرا در یابیم.(ر.ک: دیچز، 1369: 517)

2-2. فولکلور(ادبیات عامیانه )

مهمترین بخش فرهنگ عامه درآثار داستانی قصّه‌ها‌ یا افسانه­های تاریخی،نیمه تاریخی قهرمانی،عاشقانه، اخلاقی، پندآموز، رمزی، تمثیلی، طنزآمیز و تخیلی است که بیشتر به نثر و گاهی به نظم یا هر دو پیدا می‌شود. «فولکلور در مغرب زمین از باستانی­ترین و حتی داستانی­ترین ادوار تمدن یونان و روم تا قرون جدید الهام بخش بسیاری از نویسندگان، شاعران، نمایشنامه نویسان و پژوهندگان بوده است.»(انجوی شیرازی، 1352: 12)

آداب و رسوم عامه مردم که  در طول سال­ها رواج داشته و از طریق ادبیات شفاهی به ما رسیده­است ادبیات فولکلوریک یا مردمی نامیده می‌شود. «زبان و ادبیات خصوصا ادبیات شفاهی جزء آثار غیر مادی و از زمینه‌های مطالعات فولکلوریک در هر جامعه به ویژه جوامع سنتی است. فولکلور یک لغت انگلیسی استکه از دو جزء (folk) به معنی مردم و (lore)به معنی دانش تشکیل شده­است. در مجموع به آداب و سنن حکایات و داستان­ها و باورهای مردمی یک ملت اطلاق می‌شود. در واقع این واژه معرّف دانشی است که هدف آن مطالعه‌ی ابعاد سنتی یعنی شیوه زندگی آداب و رسوم، عادات و باورها، اسطوره­ها، ضرب­المثل‌ها،اعمال و رفتار اجتماعی توده مردم(عوام) و اموری از نوع جشن­ها، رقص‌ها، آوازها، افسانه‌ها، قصّه‌ها‌ و اعتقادات و خرافات و حتی زبان و گویش و لهجه‌هایی است که موجبات استمرار و بقای آنرا فراهم می آورند.»(طبیبی، 1373: 109)در این دوره حافظه‌ی هر انسانی کتابخانه‌ی او بود.»(چادویک،1376: 11)

با این وصف، «فولکلور یا فرهنگ عامیانه به آن دسته از اموری گفته می‌شود که به معنی دانش عوام است. این اصطلاح در زبان فارسی به «فرهنگ توده» «فرهنگ عامه»«فرهنگ مردم» و «ادبیات عامه»ترجمه شده است. و مشتمل بر ارزش‌ها، باورها، رفتارها، آرزوها و امیدهای یک ملت است و مجموعه­ای عظیم از تجارب و تفکرات پیشینیان است که طی قرون متمادی صیقل یافته و به عنوان پشتوانه­ای گرانقدر و سرمایه ای فرهنگی خود را نشان می دهد. فرهنگ عامه قسمت اعظم رفتارها و محتویات ذهنی جامعه را تشکیل می دهد و بیانگر نیازها و تمایلات عمیق جامعه است و تسکینی است به آلام و ناملایمانی که خواه و ناخواه در اعماق هر جامعه نهفته است. »(روح الامینی، 1382: 81)

2-3.قصّه

منظور از قصّه همان آثار خلاقه‌ای است که پیش از مشروطیت  با عنوان‌های حکایت، افسانه، سرگذشت، اسطوره و..در متن‌های ادبی گذشته آمده است. در تعریفی که از قصّه داده شد شامل همه‌ی این انواع می‌شود و همه واجد این سه خصوصیت عمده هستند :خرق عادت، پیرنگ، کلّی گرایی» (میر صادقی، 1376 :22)

با وجود این که در قصّه «شخصیت‌ها باید حالات و رفتار طبیعی داشته باشند به طوری که کردارها و گفتار‌های آن­ها در حقیقت داستان دلالت کنند و در کارهای یکی ازشخصیت­ها رفتاری که با حقیقت داستان متناقض باشد گنجانده نشود» (لسنیک، 1380: 88) در ادبیات فولکلور(عامیانه)در موارد بسیاری این ویژگی وجود ندارد و حقیقت مانندی نقض می‌شود.

3.بررسی قصّه‌ها‌ی فولکلور بر اساس نظریه‌ی آدلر

در این بخش تکیه بر قهرمانان قصّه‌ها‌ست زیرا برتریجویی و کمال‌طلبی آدلر بر روان­کاوی شخصیت و کنش‌های آن­ها استوار است. از سویی می­دانیم که شخصیت مهمترین رکن قصّه است. یکی از محققان با تکیه بر آرای  نظریه پردازان می­نویسد:«بیشتر نظریه پردازان بر این باورند که که شخصیت اساسی‌ترین رکن یک داستان است. شخصیت فردی است داستانی که بر حسب نوع و گونه داستان و کوتاه یا بلند بودن آن و بر حسب موقعیّت خود شخصیت، اصلی یا فرعی بودنش دارای وجوهی است که او  را از دیگر افراد متمایز می‌کند.:»(بی نیاز، 1392: 69 ). ناصر ایرانی هم در اهمیّت شخصیت و شخصیت پردازی در داستان از آن به عنوان «جان رمان» نام می­برد و برای این عنصر ارزش زیادی قائل است(ایرانی، 1380: 459). باتوجه به این مقوله در قصّه‌ها‌ی فولکلور نیز بیشتر تأکید بر قهرمان و کنش­های اوست. «در حکایتهای غیر واقع گرایانه و رمانس­ها شخصیت معمولاً به صورت طرحی کلی ترسیم می­شود و نه به صورتی چند بعدی. این شخصیت­ها معمولا به نهایت زیبا هستند یا زشت، نیکند یا بد.»(اسکولز، 1377: 21)در این بخش، شخصیت‌های تکرار شونده را که اغلب مسیر تکامل را به نحوی طی می‌کنند، از خلال قصّه‌ها‌ی عامیانه انتخاب نموده و کنش‌های آنها را بر اساس نظریه‌ی برتری جویی آدلر بررسی می‌کنیم.

2-1.مردان و پسران فقیر

فقرا برای فرار از موقعیّت اسفبار خود به خیالات متوسل می‌شوند. تخیلاتی که در نظریه‌ی آدلر مطرح شده با ویژگی این شخصیت­ها همخوانی دارد. این افراد در خیالات خود به گنج می­رسند و با آن آرزوهای خود را برآورده می‌کنند. خواسته­های همه مردان فقیر ازدواج با دختری ثروتمند و عموما دختر شاه و وزیر و حاکم است و آرزوی دختران نیز ازدواج با پسر شاه و حاکم.

«تَرکه‌ی راز» ، قصّه جوان فقیری است که هفت خُم خسروی پیدا می­کند و با آن مهمانخانه­ای راه می اندازد و رایگان از مسافران پذیرایی می‌کند. روزی مسافری به او می­گوید در فلان جا دختری مهمان­خانه­ای دارد که درظرف‌های طلا به مسافران غذا می­دهد و ظرف­های طلا را هم به آنها می­بخشد. جوان برای فهمیدن راز او به آن‌جا می­رود ولی دختر او را به سراغ معمّای دیگری می­فرستد تا هفت بار که جوان مرتب از این معمّا به آن معمّا می­رود تا این که از آخرین معمّا سر در می­آورد و به ترتیب به سراغ نفرات قبلی می‌آید و یکی یکی قصّه‌ی همه را می‌شنود تا این که به دختر می‌رسد و با او ازدواج می‌کند.   درون‌مایه‌ی  این قصّه بیشتر گذشتن از مال و ثروت و بی ارزشی آن است.( درویشیان، خندان،1377:ج3: 61-64)

قصّه«آجیل مشکل گشا (درویشیان،خندان،1377:ج1: 153)یا «بابا خارکن»(فقیری، 1382 :28)قصّه خارکنی است که دخترش را برای گرفتن   زغال  به خانه‌ی همسایه می­فرستد. همسایه‌ها مشغول آماده کردن آجیل مشکل­گشا هستند و دختر به آنها کمک می‌کند. سهمی هم به او می­دهند تا به پدرش بدهد تا گره از کارش باز شود. چند روز بعد خارکن به صحرا می­رود و زیر بوته‌ی خار گنج پیدا می‌کند و وضعش خوب می‌شود و قصر می­سازد و با حاکم مراوده پیدا می‌کند. گر چه درون‌مایه‌ی این حکایت مذهبی بوده و در ادامه به دلیل عدم ادای نذر مشکلاتی برای این خانواده پیش می‌آید، نوع تفکر حاکم بر آن همان ساده اندیشی و تخیل است که ساده ترین راه رسیدن به مقام شاهان را پیدا کردن گنج می‌داند.

قصّه «پسر و تیر و کمان» (میر کاظمی، 1379: 287)از جمله قصّه‌ها‌ی سحر و جادوست که پسری فقیر، عاشق دختر پادشاه شده و شروط دختر را که شامل: هفت گوهر شب‌چراغ، هفت بارِ جواهر که با هفت قاطر  و غلام سیاه حمل می‌شود، با کمک ماهیان و پرندگان انجام می‌دهد و داماد شاه می‌شود.

«پسر و غول بیابان»(روانی پور، 1369: 65)قصّه­ای متفاوت است. پسری هفت سال برای شخصی کار می‌کند و در روز آخر، گردویی به عنوان مزدش می‌گیرد و به سمت شهرش راه می­افتد. در راه گردو را می‌شکند تا بخورد. از داخل آن هزاران گاو و گوسفند و دیگ‌های غذا بیرون می­ریزد و پراکنده می‌شود. غولی حاضر می‌شود همه آنها را دوباره جمع کند و داخل گردو بگذارد و درش را ببندد و در ازای آن شرطش این است که شب عروسی پسر، او را داخل قلیانش بگذارد و آتش بزند. پسر قبول می‌کند و گردو را به خانه می­برد و صاحب اموال فراوان می‌شود. در شب عروسی هم وقتی غول دنبال اوست با دستمالی جادویی که زنی به او می­دهد فرار می‌کند و پس زا آن نیز با جادوی دیگری؛ غول را از بین می‌برد و باز می­گردد.

این قصّه در عین این که از نوع سحر و جادوست نمادین نیز هست. به دست آوردن فرصت­های از دست رفته مستلزم از دست دادن موقعیت‌های دیگری است. پسر حاضر است برای به دست آوردن ثروتی که در طول هفت سال جمع شده از ازدواج صرف نظر کند. این مضمون نشان دهنده این است که فرصت­های از دست رفته به طور کامل جبران نخواهد شد. امّا بر اساس نظریه‌ی آدلر، قهرمان همچنان در پی جبران است و حتی از تخیلاتش هم کمک می­گیرد.

«زن بد» (رودنکو، 1352 :26)قصّه­ای است از کج خلقی زنانه و نحوه‌ی رها شدن مرد از دست او. این قصّه که ماری نیز در آن نقش دارد، دارای مایه­هایی از طنز است. مردی زن خود را در چاه می­اندازد  و زمانی که دلش برای او می­سوزد و طنابی به ته چاه می­اندازد، ماری از آن بالا می­آید و خواهش می‌کند که او را از دست زن نجات دهد. بعدها مرد با کمک مار دارای اوضاع مناسبی می‌شود و به مال و ثروت می‌رسد و با دختر شاه ازدواج می‌کند. بن مایه این قصّه این است که هیچکس حریف زن شریر نیست و حتی ماران هم از او می­ترسند.

برای دیدن نمونه­های دیگر (ر.ک:انجوی شیرازی، 1388: ج1: 20 )، (هنری، 1352: 21)

2-2.پسران تنبل

قهرمانان تنبل قصّه‌ها‌ اغلب با یک روش خلاقانه و با توسل به حیله و نیرنگ، به هدف می­رسند. در این قصّه‌ها‌ راوی هم با شخصیت مکار همراه است و قصّه  را به نفع او پیش می­برد. «آدلر به قدرت خلاق در شکل دادن به سبک زندگی اعتقاد داشت به گونه‌ای شخص از سیطره‌ی گذشته خود رها می‌شود.»(شولتزر، 1378: 503-504)

قصّه «آقاقلی»(میر کاظمی، 1379: 71)ماجرایی طنز آمیز است از سرگذشت پسری که با مادرش زندگی می‌کند و یکباره تصمیم می­گیرد زندگیشان را رو به راه کند. چاره­ای که اندیشیده این است که یکبار اهالی ده را  با گوشت تنها گاوشان و یک خروار گندمی‌کهدارند ناهار بدهد و پس از آن تا مد­ت­ها در خانه اهالی شام و ناهار بخورند. این تمهید تا مدتی دوام دارد و روزی اهالی برای این که از شرّ آنها راحت شوند، تمام تپاله­هایشان را جمع می‌کنند به خانه او می­ریزند. آقا قلی آنها را خشک می‌کند و بار الاغی کرایه­ای می‌کند. در کاروانسرایی بیست چاروادار اطراق کرده­اند. آقاقلی با نیرنگ، بارهای خود را می­گذارد و اموال آنها را به همراه حیواناتشان با خود به ده می­برد و در پاسخ اهالی می­گوید، اینها را با پول تپاله­ها خریده است. کدخدا می‌خواهد کار آقاقلی را تقلید کند ولی گرفتار چاروادارها می‌شود و کتک می­خورد. آقاقلی از دست کدخدا فرار می‌کند و در حالی­که مردم دنبال او هستند، سمت دریا می­رود و به چوپانی که از او علت فرارش را می‌پرسد، می­گوید کدخدا می‌خواهد دخترش را به من بدهد قبول نمی‌کنم! چوپان لباسش را با آقا قلی عوض می‌کند که داماد کدخدا شود. مردم می­رسند و چوپان را به دریا می­اندازند. آقا قلی صاحب گوسفندها شده به ده بر می­گردد و می‌گوید آن­ها را از دریا جمع کرده­است! اینبار کدخدا و مردم به دریا می­زنند تا گوسفند جمع کنند. همه می­میرند و آقا قلی صاحب یک پارچه آبادی می‌شود!

مردان این‌گونه داستا‌ن‌ها اغلب از راه‌هایعجیب و تصادفی به ثروت و دامادی شاه می رسند. چنان‌که گفته شد، همه‌ی این‌هاتخیلاتی است که طبقه‌ی فقیر را وادار به بافتن قصّه کرده است. داستان«آقا حسنک»(انجوی شیرازی،1355:ج2: 58)و مشابهات آن حکایت پسران تنبل و بیکاره یا خلافکاری است که باری بردل پدر و مادران هستند؛ اما مادرها در دل خود امیدوارند که پسرشان به جایی برسد. آقا حسنک پسری است که سر هر کاری می‌رود، صاحب‌کار را عاصی می‌کند تا این که بر اثر خلافی، از شهر رانده می‌شود. در بیابان دختری را می‌بیند که اسیر دیو است. می‌فهمد دختر پادشاه است. با تمهیدی شیشه‌ی عمر دیو را پیدا کرده، او را از بین می‌برد و خودش می‌شود داماد پادشاه!

2-3.کچلها

در قصّه‌ها‌ معمولا کچل‌ها دارای شانس خوبی هستند. این مضمون را می‌توان معلول خواست پنهان«جبران نقص » یا عقده‌ی حقارت دانست. کچل در افسانه‌ها نقش زیادی دارد. در گذشته بیماری کچلی در میان اقشار فقیر فراوان بوده‌است و کچلی نمادی از فقر محسوب می‌شود و باور عامه هم بر خوش شانس بودن کچل‌ها استوار است به همین دلیل کچل‌های قصّه همیشه به جاه و مقام می‌رسند و در اکثر موارد داماد شاه می‌شوند. در بسیاری موارد این اتفاقات در اثر کمک دیو و پری و سحر و جادو اتفاق می‌افتد.

«حقه‌ی کچل»(درویشین،خندان،1377:ج4: 157)یکی از همین نمونه‌هاست. در روایت‌های مختلفِ این قصه معمولا کچل، مال و منال کسانی مثل دزدها را صاحب می‌شود و یا در ابتدا از آنها آزار و اذیّتی می‌بیند و به جبران آن، اموالشان را تصاحب می‌کند.در روایت «حقه‌ی کچل»قهرمان از طمع تاجرها، ساده لوحی ملا و وحشت اهالی روستا از امیر استفاده کرده به مال و ثروتی می‌رسد. این داستان دارای نثری ساده و محاوره‌ای است. کچلی با مادر پیرش زندگی می‌کند. مادرش به خاطر تنبلی بیرونش می‌کند و او تا این را با چند گرده نان پی کار می‌فرستد. او نان‌ها را در تیه‌های سر راه، چال می‌کند تا این که به کاروانی می‌رسد و با آن‌ها همراه می‌شود و از قضا آن‌ها همان راهِ رفته‌ی او را برمی‌گردند. او وقتی به تپه‌ها می‌رسد، آن‌ها را فریب می‌دهد که با جادوی عصا از توی کوه، نان درمی‌آورد. آن‌ها عصایش را به قیمت گزافی که شامل کلّ اسباب و بنه‌ی کاروان است می‌خرند. او سرِ راهش هر که را که می‌بیند فریب می‌دهد و اموالش را غارت می‌کند و با دست پر به خانه برمی‌گردد. مال‌باخته‌هابه دنبالش می‌روند و خانه‌اش را پیدا می‌کنند ولی او باز هم فریبشان می‌دهد و به بهانه‌ی این که عطسه‌ی آن‌ها موجب مرگ مادرش شده، فراریشان می‌دهد.

در جلد یازدهم کتاب«فرهنگ افسانه‌های عامیانه‌« سی داستان درباره کچل یا کچلک با صفت‌ها و اتباع مختلف هست مثل: کچل خوش‌شانس، کچل تنوری، کچل خروس‌چران، کچل گاو‌چران، کچل و پادشاه غول‌ها، کچل و دختر پادشاه و.... قصّه‌ها‌ی این مجموعه دارای موضوعات تکراری هستند. بیشترین بسامد مضمونی از آنِ قصّه‌ها‌ی فقیرو داراست که در اکثر آن‌ها یک کچل یا کَل نقش دارد و غالباًیا قصد ازدواج با دختر پادشاه را دارد، یا بدون زحمت دارای مال و اموال فراوانی می‌شود. مضمون بعدی قصّه‌ها‌، خانواده فقیر با دختران و پسرانی هستند که غالباً فرزند کوچکتر باهوش‌تر است. روبرو شدن قهرمان داستان با دیو و غول نیز مضمونی است که بیشتر در همان ماجرای فقرا و کچل‌ها دیده می‌شود.

غیر از این نمونه‌ها می‌توان از قصّه‌ها‌ی حسن کچل تنبل(درویشیان،خندان،1377: ج4: 117-118) پادشاه گلیم گوش(درویشیان،خندان،1377ج3: 21-26) حقه‌ی کچل.( درویشیان،خندان،1377:ج4: 153-157)کچل‌تنوری(درویشیان، خندان، 1377:ج11: 117-123)و حسن کچل و حسین کچل (درویشیان، خندان،1377،ج4: 119-121) نیز اشاره کرد.

2-4. پسران ناقص یا کوچک

در مواردی نیز فرزندان ناقص خانواده یا آنهایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند، خود را در جایگاه بالاتری قرار می‌دهند. در قصّه مرد خاکستر نشین(درویشیان، خندان، 1377:ج13: 419-422)چنین  مضمونی را می‌بینیم. پسری که پا ندارد از برادرهایش زرنگتر و شجاع تر است و طبق معمول این نوع قصّه‌ها‌ دو برادر در مقابل او قرار دارند. «کتمان کهتری خود یا پیشدستی در حمله کردن، اطرافیان خود را نسبت به نظری که درباره‌ی وی دارند،فریب دهد.» (منصور ، ۱۳۶۰: ۲۷)در اغلب قصّه‌ها‌ی فولکلور برادر یا خواهر کوچکتر، که بعضاً نقصی هم دارد، در برابر بقیه اعضای خانواده پیروز می‌شود.به نظر آدلر، این پیروزی و تلاش برای برتری نتیجه احساس حقارت است.«فرزند آخر به گونه­ای رفتار می‌کند که گویی دیگران او را نادیده گرفته و در او نوعی احساس حقارت ایجاد کرده­اند.»(آدلر،1379 : 108)

در این داستان، سه برادر به جنگ دیو می‌روند و در نهایت برادر یک پا موفق می‌شوددیو را شکست دهد و جواهراتش را که در ته چاهی است به دست بیاورد. در ته چاه دختر زیبایی هم می‌بیند که با او ازدواج می‌کند. احساس کهتری ممکن است تمام روان انسان را اشغال کند و ریشه هرنوع اعتماد به خود را بخشکاند و تا حد ّعقده‌ی کهتری گسترش یابد. این عقده در آغاز و بنیان هر بیماری عصبی دیده می‌شود و گاهی نیز خود را در حجاب نوعی عقده‌ی خود برتر بینی پنهان می‌کند که به صورت تفاخر، بسندگی و نیاز به تحقیر دیگران تجلی کند.(ر.ک:شافه،1351 :101)

2-5.دختران و زنان

از دیدگاه آدلر، «برتری مردان، امری طبیعی نیست. شواهد نشان می‌دهد که جنگ‌های دایمی میان انسان‌های اولیه برتری مردان را به ارمغان آورده ‌است؛ یعنی در زمانی که مرد همچون یک جنگجو نقش برتر را داشت، برای ابقای سردسته بودن خود و دستیابی به اهدافش، از این برتری تازه به دست آورده، استفاده می‌کرد. همراه با تحقق یافتن برتری مرد، حقوق مربوط به ارث و مالکیت او هم مطرح شد و پایه ‌ای برای برتری مردها گشت تا آنجا که مرد مالک اموال نیز گردید.»(آدلر،1379: 90)

به همین دلیل است که زنان برای به دست آوردن قدرت پیشین، یا مبارزه علیه مردان دست به کارهایی می‌زنند تا خود را برتر نشان دهند یا موقعیت اجتماعی خود را بالاتر ببرند. و با توجه به این که قصّه‌ها‌ بیشتر توسط زنان نقل می‌شود بسیاری از آمال و آرزوی آن‌ها در این قصّه‌ها‌ بیان می‌گردد.

2-5-1.دختران خوش شانس

یکی از مضامین رایج قصّه‌ها‌ی فولکلور، پیدا کردن گنج است. گنج یکی از مضامین پر اهمیت در قصّه‌ها‌ست که عامل آن در عین این که با واقعیت پیوند دارد، تخیل طبقات پایین جامعه نیز هست.«عامل خیالپردازی دستیابی به قدرت و میل به برتری است.»(ر.ک: آدلر،1379 :46)

در قصّه‌ی آرزو(درویشیان، خندان،1377:ج1: 71-72) چنین میخوانیم که شاهی در حین گردش در کوچه و بازار، از مخروبه ای صدای خانواده‌ای را می‌شنود که آرزوهایشان را برای هم بیان می‌کنند. اینها سه دختر هستند که یکیشان آرزو دارد از زنان حرمسرا باشد، دومی می‌خواهد سوگلی باشد و سومی می‌خواهد شاه روز عروسی قالیچه او را به دوش بگیرد و به حمام ببرد! شاه در بازگشت به قصر آن‌ها را احضار کرده، می‌خواهد حرف‌هایشان را تکرار کنند. شاه دستور قتل دختری را که آرزوی سوگلی شدن داشته می‌دهد ولی وزیر او را به صحرا برده رها می‌کند. دختر می‌رود گنجی پیدا می‌کند و با آن قصری می‌سازد. شاه با دیدن قصر به سراغ او می‌رود. دختر خود را دختر شاه مغرب زمین معرفی می‌کند و زمانی که شاه به خواستگاری‌اش می‌رود می‌گوید آداب مغرب زمین این است که موقع عروسی داماد باید قالیچه‌ی عروس را روی دوش بیندازد و به حمام ببرد.شاه این کار را می‌کند و بعد از مدتی دختر حقیقت را می‌گوید.

مشابه همین قصّه در «پادشاه و بقچه »(درویشیان، خندان، 1377:ج2: 27-31) هم تکرار شده است. این نوع قصّه‌ها‌ حکایت از آرزوهای فروخورده‌ی دخترانی دارد که بر اثر فاصله‌ی طبقاتی، رنگ زندگی خوب را ندیده و در آرزوی آن به سر می­برند. به عقیده‌ی آدلر، تعصّبات جامعه‌ی مردسالار زن را به عنوان موجودی ضعیف، نادیده انگاشته و موجبات احساس حقارت او را فراهم آورده است «اگر این تعصّب به طور مداوم تقویت شود و اگر دختر بارهاو بارها ببیند که چگونه نقش‌های برده واری به زنان تحمیل می‌شود، براحتی قابل فهم است که چگونه شجاعت خود را از دست می‌دهد، در رویارویی با تعهداتش ناتوان می‌گردد و در حل مشکلات زندگی با پشت به زمین می‌خورد.»(آدلر، 1379: 94) با این وصف، زنانی که به حیله متوسل می‌شوند تا داد خود را از این جامعه‌ی مرد سالار بستانند تحت تاثیر عقده حقارت قراردارند و در اثر آن در مواردی به پیروزی می‌رسند. از این روست که در حکایات گذشته زنان اغلب موجوداتی مکّار خوانده شده‌اند. امّا در مورد قصّه‌ها‌ی عامیانه که راویان آن خود زن‌ها هستند، باید به همان نظریه‌ی آدلر توجه‌کنیم که قائل به پیروزی تخیلی است.

ازدواج دختر فقیر با پسر شاه یکی از مضامین پرتکرار این قصّه‌ها‌ست که نشان‌دهنده‌‌ی ترس از آینده و ازدواج‌های ناموفق است. در نظریه‌ی آدلر«مهارت انسان و علاقه‌ی او به زندگی مقدار زیادی مربوط به منتظر آینده بودن و بی اطلاعی از آن است. اگر انسان آینده‌ی خود را می‌دانست دیگر احتیاج به زحمت‌کشیدن و کشف مطالب نداشت. »(آدلر، 1356: 61)

قصّه‌ی«سنگ صبور»(درویشیان، خندان،1377: ج7: 241-246) دارای مضمون ازدواج دختر فقیر با پسر شاه است.

قصّه به این صورت است که خانواده‌ای فقیر کوچ می‌کنند و در راه دری می‌بینند که فقط دختر می‌تواند آنرا بازکند و غیر از او هم کسی نمی‌تواند داخل شود درون قصر پسری خوابیده که پسر شاه است و دشمنانش در بدنش سوزن کرده‌اند و بیهوش است دختر هفت روز سوزن از بدن او می‌کشد و روز هفتم هنوز هفت سوزن باقی مانده‌است که دسته‌ای کولی از آنجا می‌گذرند و دختر قضیه را تعریف می‌کنند دختر یکی از کولی‌ها سوزن‌های باقی مانده را بیرون می‌کشد و وقتی جوان به هوش می‌آید با او عروسی می‌کند پسرشاه برای هر کس هدیه ای می‌آورد و دختر سنگ صبور می‌خواهد و موقع درد دل کردن با او شاه می‌شنود که او بقیه سوزن‌ها را در آورده‌است. مشابهاین داستان در روایت برادران گریم هم دیده می‌شود. در عروس قلابی(گریم، 1393: :481-492)دخترِ ملکه، نامزد شاهزاده‌ی دوردست است با ندیمه رهسپار می‌شود دربین راه ندیمه اسبِ سخنگو و لباس او را می‌گیرد و خود را جای عروس قالب می‌کند. سر اسب سخنگو را می‌برند و به خواست عروسی واقعی آن‌را بالای دروازه آویزان می‌کنند. هر روز دختر با اسب حرف می‌زند و به او می‌گوید که دختر شاه است.شاه می‌فهمد و او را احضار می‌کند و از او می‌خواهد در اتاقی آهنین به عنوان سنگ صبور حرف‌هایش را بزند. پادشاه حرف‌هایش را می‌شنود و عروس قلابی را می‌کشند.

به نظر «فروید»(1856-1939م) کارکرد رویاها در جوهره‌ی خود تحقّق بخشیدن به آرزوهاست. بسیاری از متون روایی از جمله قصّه‌ها‌ و تخیلات نویسندگان خلاق نیز بارویاها پیوند دارند.(ر.ک:آسابرگر، 1380: 88-91)داستان‌های اینچنینی تنها در رویاهای مردم فرصت بروز پیدا می‌کند. در عین حال پرده از برخی واقعیت‌های اجتماعی نیز بر می‌دارد. به قول محجوب«داستان و افسانه و سرگذشت و حکایت و متل و ترانه هر قدر دور از واقعیت‌های زندگی امروز یا زندگی عصری که داستان در آن پدید آمده‌است باشد باز خواهناخواه حقایقی از وضع اجتماعی زندگی مردم عصر نویسنده در آن راه می‌یابد.(محجوب،1387: 170)

«بی‌بی‌لی‌جان»(آذرافشار،1367، :126)قصّه ای از خطه آذربایجان است. خواهر و برادر فقیری از شهر خودشان کوچ می‌کنند. در راه، برادر از آب چشمه‌ای می‌خورد و تبدیل به آهو می‌شود. دختر و آهو در کوه نشسته‌اند که شاه او را می‌بیند و سرگذشتش را می‌پرسد و با او ازدواج می‌کند. روزی دختر با کنیز به حمام می‌رود. کنیز سیاه دختر را به خزینه می‌اندازد و نهنگی او را می‌خورد. کنیز لباس دختر را می‌پوشد و پیش شاه می‌رود. دختر در شکم نهنگ پسری می‌زاید. کنیز که باردار می‌شود هوس گوشت آهو را می‌کند. آهو اجازه می‌خواهد که برود گشتی بزند. سر همان چاله‌ای می‌رود که خواهرش در آن است. با او صحبت می‌کند و شاه صدای دختر را می‌شنود. نهنگ را می‌کشند و دختر و شاهزاده از آن بیرون می‌آیند!

شخصیت کنیزی که با نیرنگ جای همسر شاه را می‌گیرد در زمره کسانی است که«بدون ملاحظه‌ی دیگران، با تلاشی فوق العاده، شتاب زیاد و انگیزه‌های آنی شدید، میخواهند موقعیت خود را در زندگی حفظ‌کنند. این‌ها کودکانی هستند که افعال آنها، به دلیل حرکات اغراق آمیزشان برای نیل به هدف برتری بر دیگران، بسیار محسوس است؛ اینان با تجاوز به حقوق دیگران سعی دارند از حیات و زندگی خود دفاع کنند. آن‌ها در مقابل دنیا ایستاده‌اندو دنیا در مقابل آن‌ها.(آدلر،1379 :57)جالب این است که شاه به عنوان موجود مذکر، ابله فرض شده به طوری که متوجه غیبت زن اصلی نمی‌شود. زیرا کنیز باید به هدف خود برسد؛ امّا در زمانی که آهو تقاضای مهلت می‌کند شاه با تصوّر این که کار او علتی دارد، دنبالش می‌رود و موضوع را کشف می‌کند. این دو رفتار متناقض شاه دقیقاً تحت تأثیر خواست راوی است که یکبار کنیز را پیروز میدان کرده و بار دیگر می‌خواهد دختر را نجات دهد؛ بنابراین همه چیز تحت سیطره‌ی احساس حقارتی است که از مرد سالاری برخاسته است. در عین حال پیروزی همیشه با زنان است.

دختران باهوش

بر خلاف پسران که اغلب با حیله و نیرنگ به هدف می‌رسند دختران قصّه‌ها‌ معمولا افراد باهوشی هستند که به سادگی مردان را فریب می‌‌دهند. در جامعه مردسالار همه امکانات برای مردان مهیاست  و آنها عضو برتر شمرده می‌شوند.«شواهدنشان می‌دهد که عرف قوانین، رویکردهای سنتی، اخلاق و رسوم ما تحت سلطه‌ و اراده‌ی افراد ذکور ثروتمند قراردارد و این خود دلیل برتری مردان است.»(آدلر،1379 : 89) با وجود این، شخصیت‌های زن قصّه‌ها‌ دارای ویژگی‌های متفاوتی هستند که نشان از مبارزه‌ی پنهان زنان برای برتری و دیده شدن دارد.

در قصّه پادشاه و خیاط(درویشیان، خندان،1377: ج2 :33-36)خیاط و شاه با هم دوستی دارند. شاه بدون دلیل، سنگی به خیاط می‌دهد تا از آن برایش لباس بدوزد. دختر خیاط به پدرش یاد می‌دهد که مقداری ریگ برای پادشاه ببرد و بگوید با این‌ها نخ درست کن تا من با سنگ لباس بدوزم.در اینجا هوش و ذکاوت دختر در برابر مرد نشان داده می‌شود.  پادشاه می‌فهمد این حرف را دختر یاد داده؛ امّا به جای تشویق کردنش، او را در چاه می‌اندازد و از او قول می‌خواهد که دیگر پدرش را نصیحت نکند. دختر قول نمی‌دهد و هر روز از راهی که در ته چاه پیدا کرده به خانه پدرش می‌رود و بر می‌گردد. روزی که دختر می‌فهمد شاه می‌خواهد به باغ گل سرخ برود خود را به آنجا می‌رساند و در نظر شاه جلوه می‌دهد و شاه هم گمان می‌کند او دختری است که از چین آمده به ماچین می‌رود. و شاه هر چه او می‌گوید اجرا می‌کند و می‌گذارد مهر غلامی به رانش بزند. و بازوبندی هم یادگاری از ‌و می‌گیرد. دختر به چاه بر می‌گردد و پس از نه ماه پسری می­زاید. بار دیگر این قصّه تکرار می‌شود و شاه به گمان این که او دختر دیگری است که خواهر همان قبلی است بقچه او را به حمام می‌برد و بازوبندی دیگر به اومی­دهد. این بار بعد از نه ماه پسری می­زاید و بار دیگر نیز دستمال ابریشمی هدیه می­گیرد و دختری دیگر می­زاید تا این که پادشاه قصد ازدواج با دختر عمویش را می‌کند. دختر، بچه‌هایش را لباس می­پوشاند و کشکول به گردنشان می­آویزد و یادشان می­دهد که بگویند: «کشکول غذا بخور عروسی شابابامونه» پادشاه می­بیند زمانی که آنها به خانه خیاط می­روند دختر زیبایی از آنها استقبال می‌کند و می­فهمد او شبیه سه دختری است که در باغ‌های مختلف آن‌ها را دیده و با او ازدواج می‌کند.

گذشته از این که در این نوع داستان‌ها شاه فردی ابله فرض شده که نمی­تواند تشخیص دهد دختری که هر بار می­بیند یک نفر بیشتر نیست، بر هوش و ذکاوت دختران در برابر مردان تأکید شده که نشانه­ای از جبران کمبودهاست که در نظریه‌ی آدلر مطرح شده­است. «استعارات،داستان­هایکوتاه،اشعارولطیفه­هاییکهدرادبیاتتماممللومیانمردموجوددارد،مملوّازانتقاداتتحقیرآمیززناناست. زنبهواسطه‌ی کینهتوزی،تنگ­نظری،حماقتوهماننداینصفاتموردسرزنشقرارمی­گیرد.(آدلر،1379: 93)

برای دیدن نمونه­های دیگر(ر.ک: درویشیان، خندان،1377: ج10: 25-29- درویشیان، خندان،1377 ج2: 41-42-درویشیان، خندان،1377ج2: 43-44)

3-5-3.زنان بی­فرزند

بخشی از قصّه‌ها‌ مربوط به آرزوی زنانی است که فرزند ندارند.این زنان هیچگاه ناامید نیستند و برای رسیدن به آرزو دست به هر کاری می‌زنند و اگر موفق نشوند به تخیل روی می­آورند.«در اکثر نقاط جهان فولکلور سرشار از امید است و نمودهای یأس­آفرین در آن کمتر جای دارد.»( همایونی، 1356: 2)چنان که گفتیم،  بر اساس نظریه‌ی آدلر، اساس زندگی افراد بر جبران ضعف­ها و حرکت به سوی کمال است. برای جبران ضعف راه‌های زیادی وجوددارد که قهرمانان به فراخور حال خود راهی را انتخاب می‌کنند که عمدتا بدون توجه به درست یا غلط بودن آن از نظر اخلاقی و مذهبی به نتیجه می­رسد. «آدلر مفهوم غایت­نگری خیالی (fictional finalism)را نیز مطرح می‌کند به این معنی که «وقتی ما در جهت حالت کامل هستی یا وجود تلاش می‌کنیم اندیشه‌های خیالی رفتار ما را هدایت می‌کنند.»(شولتز،شولتس، 1379: 142)در این نوع داستان­ها، گذشته از نذر و نیازهایی که معمول است، تخیلاتی همچون ساختن بچّه با خمیر و تبدیل شدن آن به آدم یا تبدیل شدن حیوانات به بچّه آدم نیز به قصّه‌ها‌ مایه­ای از سحر و جادو می‌بخشد.

قصّه ماه پری(درویشیان، خندان،1377: ج13: 105)یکی از همین نمونه‌هاست. این داستان از جمله قصّه‌ها‌ی سحر و جادوست.قصّه‌ها‌ی عجیبی که در آنها حیوان و انسان به هم تبدیل می­شوند. در این قصّه زنی که بچه ندارد با دیدن بچّه‌های فراوان سوسک آرزو می‌کند که اوهم بچّه دار شود سوسک برایش دعا می‌کند و نه ماه بعد او یک سبد بچّه سوسک می­زاید. سوسک‌ها را توی کوچه می­ریزد ولی یکی از آن­ها قایم می‌شود. زمانی که زن به حمام می­رود او داخل لیفش قایم شده با او می­رود و در حمام تبدیل به دختریزیبا می‌شود و حقیقت را به مادرش می­گوید. مادر او را به خانه می­آورد و اتّفاقا پسر شاه برای گرفتن مالیات آمده صدای دختر را از پشت در می­شنود و عاشقش می‌شود و از او خواستگاری می‌کند و او را می‌برد؛ امّا شب عروسی مادر می‌بیند دختر چشم ندارد یک طشت طلا پیش گربه می‌گذارند و چشم‌هایش راقرض می‌گیرند. توی حجله گربه می‌آید چشم‌هایش را می‌خواهد داماد او را می‌کشد  و پدر دختر که رختشوی فقیری است دیگر مالیات نمی‌دهد.

چنان‌که می‌بینیم، ته همه قصّه‌ها‌به ازدواج با پسر یا دختر شاه می‌انجامد. غایت آروزی فقرا این است که به چنین  جایگاهی برسند و در قصر زندگی‌کنند.


 

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

در این پژوهش تعدادی از قصّه‌ها‌ی فولکلوریک را بر اساس نظریه‌ی آدلر بررسی‌نمودیم و به این نتیجه رسیدیم که کنش شخصیت‌های قصّه‌ها‌ با مبانی نظریه‌ی آدلر همخوانی دارد، زیرا همانطور که این روانکاو می‌گوید این قهرمانان، که برخاسته از طبقه پایین جامعه هستند دچار احساس حقارت شده در صدد رساندن خود به بالاترین طبقه جامعه یعنی شاهان و حاکمان هستند و با ساده‌انگاریِ خود، روش‌هایی برای رسیدن به این مرحله به کار می­برند. غایت خواست طبقه‌ی پایین جامعه، زندگی در قصر و رسیدن به ثروت فراوان و همنشینی با شاه است و این از طریق وصلت دختران زیبا و راه یافتن آن­ها به قصر و ازدواج پسران لایق با دختر شاه امکان پذیر است. به همین سبب نهایت خواسته این افراد به ازدواج ختم­می‌شود. با توجه به این که شخصیت‌ها ساده اندیش هستند شاهان را نیز همچون خود ساده و بعضاً ابله دانسته، شخصیت آنها را طوری تصویر کرده­اند که حقیقت­مانندی را از قصّه زدوده است. بنابراین در پاسخ به پرسش­های پژوهش باید گفت، سبک زندگی قهرمانان قصّه‌ها‌ بر پایه‌ی مادّیات و ارتقای مادی است و از معنویت در آن خبری نیست. نهایت کمال در نظر آنان همنشینی و مصاحبت با شاهان است که از آن نیز ثروت و قصر و شکوه را در نظردارند نه قدرت و تسلّط را. یا توجه به این که هدف مادّی است، راه رسیدن به آن نیز توسل به مادّیات است. قهرمان تصور می‌کند برای رسیدن به این کمال باید همطراز شاهان باشد و وسیله‌ی این هدف  هر چه باشد مقبول است خواه سحر و جادو و حیله و نیرنگ و خواه استفاده از هوش و ذکاوت.


 

منابع

 

1.      آدلر، آلفرد(1356)مفهوم زندگی را دریابید، ترجمه‌ی ناهید فخرایی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

2.      ...............(1379)شناخت طبیعت انسان، ترجمه آلمانی به انگلیسی: ویل بران ولف، ترجمه از انگلیسی:طاهره جواهر ساز،چ1، تهران: نشر رشد.

3.      آذرافشار، احمد(1369)افسانه های آذربایجان،چ3، تهران: نشر دی.

4.      آسابرگر، آرتور(1380)روایت در فرهنگ عامیانه، رسانه و زندگی روزمرّه، ترجمه‌ی محمد رضا لیراوی، چ1،تهران: انتشارات سروش.

5.      اسکولز، رابرت(1377)عناصر داستان، فرزانه طاهری، چ1،تهران: نشر مرکز.

6.      انجوی شیرازی،ابوالقاسم(1352)تمثیل و مثل،چ1، تهران: انتشارات امیرکبیر.

7.      انجوی شیرازی، سید ابوالقاسم(1388)گل به صنوبر چه کرد، چ5، تهران: انتشارات امیر کبیر.

8.      ایرانی، ناصر(1380)هنر رمان، چ1،تهران: آبانگاه.

9.      بیات، حسین(1389)محوریّت قهرمانان زن در قصّه‌ها‌ی عامیانه (تحلیل افسانه ها به مثابه رویاهای جمعی زنان، فصلنامه‌ی علمی پژوهشی نقد ادبی، سال سوم، ش11و12، صص87-115.

10.  بی نیاز، فتح الله(1392)درآمدی بر داستان نویسی و روایت شناسی،چ1،تهران: نشرافراز.

11.  پروچسکا، جیمز او و جان سی نور کراس(1383) نظریه های روان درمانی، یحیی سیّد محمّدی، چ1،تهران:نشر رشد.

12.  چادویک، مونرو، چادویک، کرشاو(1376)رشد ادبیات، ترجمه‌ی فریدون بدره ای، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

13.  درویشیان، علی اشرف، خندان، رضا(1378)فرهنگ افسانه‌های ایرانی،دوره 19 جلدی،چ1، تهران: نتشارات کتاب و فرهنگ.

14.  دهقان، علی، قاسمی، سهیلا(1391)نقد روانشناختی آثار فروغ فرخزاد بر اساس مبانی روان کاوی فروید و آدلر، فصلنامه علمی پژوهشی زبان و ادب فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، ش12،سال چهارم،صص43-60..

15.  دیچز، دیوید(1369)شیوه های نقد ادبی، ترجمه غلامحسین یوسفی و محمّد تقی صدقیانی، چ2، تهران: انتشارات علمی.

16.  روانی پور، منیرو(1369) فسانه ها و باورهای جنوب،چ1،تهران: نشر نجوا.

17.  روح الامینی، محمود(1382)زمینه‌ی فرهنگ شناسی، چ1،تهران، شرکت سهامی انتشار.

18.  روندکو، مارگاریتا باریسونا(1352)افسانه های کردی، چ1،تهران: آگاه: مؤسّسه فرانکلین.

19.  شارف، ریچارد.اس(1387)نظریه‌های روان درمانی و مشاوره، ترجمه‌ی مهرداد فیروزبخت، چ1، تهران: نشر رسا.

20.  شافه، هربر(1351)روانشناسی آلفرد آدلر، ترجمه‌ی علی محمد برادران رفیعی، مجله‌ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی، سال هشتم، ش29، صص97-112.

21.  شولتز، دوان،شولتس، سیدنی آلن(1379)نظریه‌های شخصیّت، ترجمه‌ی یحیی سیّد محمّدی، چ3، تهران: مؤسّسه نشر ویرایش.

22.  صدیقی، مصطفی(1391)سنجش و تحلیل شخصیّت زال و بهرام بر پایه‌ی نظریه‌ی سبک زندگی آدلر، مجله‌ی تاریخ ادبیات، ش3پیاپی 70، صص  106-121.

23.  طبیبی، حشمت الله(1373)زبان و ادبیات کردی، مجله‌ی آدینه، 14 و 15، صص105-118. سال چندم مجله

24.  فقیری، ابوالقاسم(!382)قصّه‌ها‌ی مردم فارس، چ1،شیراز: انتشارات نوید شیراز.

25.  کُری، جرالد(1385)نظریه و کاربست مشاوره  و روان درمانی، ترجمه‌ی یحیی سیّد محمّدی،ویراست هفتم، تهران: نشر ارسباران.

26.  گریم، یاکوب لودویک، ویلهلم(1393)فسانه های برادران گریم، ترجمه مریم سادات صمدی، چ1،شیراز: انتشارات تخت جمشید.

27.  لاندین، رابرت ویلیام(1378)نظریه ها و نظام های روانشناسی، ترجمه‌ی یحیی سیّد محمّدی، تهران: مؤسّسه نشر ویرایش.

28.  لسنیک، کارین(1380)ادبیات کودک و دوران کودکی، ترجمه‌ی علیرضا ابراهیم آبادی، نشریه کتاب ماه کودک و نوجوان، مهر ماه 1380:صص 84-90.

29.  محجوب، محمد جعفر(1387)ادبیات عامیانه‌ی ایران، به کوشش حسن ذوالفقاری، چ4، تهران: نشر چشمه.

30.  منصور، محمود(1360)احساس کهتری، چ2، تهران: نشر رشد.

31.  میر صادقی، جمال(1376)عناصر داستان، تهران:انتشارات سخن.

32.  میر کاظمی، حسین(1379)قصّه‌ها‌ی دیار همیشه بهار، قصّه‌ها‌ی مردم مازندران و ترکمن صحرا، چ1،تهران: انتشارات سروش.

33.  همایونی، صادق(1356)یازده مقاله در زمینه‌ی فرهنگ ایران، چ1، شیراز، اداره کل فرهنگ و هنر فارس.

34.  هنری، مرتضی(1352)اوسونگون،چ1، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر.